محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1152

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

بكيرند سندروس صافى و سحق نموده به‌پيچند در خرقهء نازكى و فتيله كرده در چشم كذارند كحلى كه نافع از براى بياض چشم منقول از مجربين هند صنعت آن بيخ زعفران تخم كهونى هر دو را چون سرمه نرم سائيده در چشم كشند كحلى كه محافظت چشم كند و بصر را جلا و قوت دهد صنعت آن توتياى كرمانى دوازده درم كوفته و بيخته در آب مرزنجوش تر و يا آب رازيانهء تر بپرورند و خشك سازند و چند مرتبه مكرر كنند پس بكيرند صبر زرد حضض مكى شياف ماميثا از هريك يك درم نيم زنجبيل فلفل دارفلفل ماميران چينى از هريك يك درم كافور ربع درمى و نرم بسايند و صبح و شام در چشم كشند كحل ابيض قوت باصره بيفزايد و دمعه و حمره و رمد عتيق را سودمند بود صنعت آن توتياى كرمانى سفيداب كاشغرى شسته نشاسته اجزا مساوى مانند غبار بسايند و به كار برند و بعضى ربع يك جزو كثيرا نيز افزوده‌اند كحل كه حفظ صحت چشم نمايد صنعت آن توتياى كرمانى ده درم صبر زرد حضض مكى از هريك يك درم شياف ماميثا سه درم كافور قيصورى يك دانك سحق نموده استعمال نمايند كحل شادنج بصر را قوت دهد و دمعه را بازدارد و حكه و حيض را سود دارد صنعت آن شادنج عدسى مغسول ساذج هندى از هريك دو درم دارفلفل دم‌الاخوين از هريك نيم درم مازوى روى سوخته از هريك يك درم قاقله مشك از هريك يك دانك كافور قيصورى يك طسوج كوفته بحرير بيخته بان اكتحال نمايند كحل شادنج بنسخهء ديكر كه همين منفعت دارد صنعت آن شادنج شسته دو درم ساذج هندى دو دانك دارفلفل سنبل الطيب از هريك نيم درم دم‌الاخوين يك دانك روى سوخته نيم درم قاقلهء مشك از هريك يك دانك كافور نيم‌دانك مازوى سبز درمى كوفته و بيخته با ميل در چشم كشند و بدانكه صاحب حاوى صغير اين كحل را باسم كحل بنفسج ذكر كرده است با اعتبار آنكه رنك آن برنك بنفشه و در نسخهء آن كافور داخل ندارد كحل شادنج ديكر مقدمهء نزول آب و ضعف بصر و انتشار و سلاق را بنهايت نافعست صنعت آن شادنج عدسى مغسول توتياى كرمانى شسته توبال مس سوخته مرواريد ناسفته بسد ساذج هندى اقليمياى نقره صبر سقوطرى سرطان سوخته زعفران سنبل الطيب از هريك دو درم نوشادر فلفل سفيد دارفلفل از هريك يك درم و نيم مشك يك دانك كوفته و بيخته كحل سازند كحل روشنائى سبل و ظفره و جرب را نافع بود و ظلمت بصر و دمعه را فائده دهد صنعت آن شادنج مغسول شش درم مس سوخته اقليمياى فضّه نمك هندى بورهء ارمنى فلفل از هريك چهار درم زبد البحر هشت درم صبر سقوطرى سنبل الطّيب قرنفل از هريك يك درم زنجبيل زنكار توتياى هندى از هريك دو درم زعفران نوشادر از هريك يك درم كوفته و بيخته كحل سازند كحل روشنائى بنسخهء ديكر صنعت آن مس سوخته شادنج عدسى مغسول از هريك پنج درم فلفل دارفلفل زعفران شحم حنظل از هريك نيم درم زنكار صبر سقوطرى بوره از هريك يك درم اقليمياى ذهبى دو درم بدستور كوفته و صلايه كرده تا هم‌چون غبار شود و وقت ضرورت با ميل در چشم كشند [ كحل ديگر كه چشم را قوت دهد و پلك چشم و حدقه را صاف كند ] كحل ديكر كه چشم را قوت دهد و پلك چشم و حدقه را صاف كند و مادهء سبل و ظفره را از چشم بازدارد و نور بصر را تيز كرداند صنعت آن پوست هليلهء كابلى صبر زرد ماميران چينى زردچوبه از هريك دو درم نمك طبرزد مرواريد ناسفته زبد البحر زعفران سنبل هندى تخم رازيانه شادنج عدسى مغسول سرطان بحرى سوخته توتياى هندى شياف ماميثا كافور قيصورى سفيداب قلعى اقليمياى ذهبى ورق كل سرخ حضض مكى پوست هليلهء زرد اجزا مساوى كوفته و بيخته بر روى سنك سماق مكرر باب باديان تازه صلايه كرده در سايه خشك نمايند و باز صلايه كرده نكاه دارند و هميشه با ميل طلا در چشم كشند كه بسيار نافعست كحلى كه بياض و اثار قروح از چشم ببرد و شعيره را نافع بود صنعت آن زبد البحر اقليمياى فضّى سفيداب قلعى مس سوخته از هريك دو درم صمغ عربى انزروت سفيد نشاستهء مسحوقونيا كثيرا از هريك يك درم كوفته و بيخته به كار برند [ كحل غريز بنسخهء ديگر ] كحل غريز بنسخهء ديكر اقوى از نسخهء كه در اول مذكور شد نافع از براى ابتداى نزول آب و انتشار و ضعف بصر و غشاوه و سلاق و امدن آب از چشم و علت دمعه صنعت آن توتياى كرمانى اقليمياى ذهبى صبر سقوطرى سرطان محرق زعفران سنبل الطيب از هريك دو درم شادنج مغسول شش درم فلفل دارفلفل نوشادر از هريك يك درم نيم مشك يك دانك كافور قيصورى نيم‌دانك ادويه را سواى مشك و كافور كوفته و بيخته مشك و كافور را در اجزاى آن داخل كرده در هاون سنكى بهموارى چند روز صلايه نمايند و بحرير بيخته بان اكتحال نمايند كحل روسختج ظلمت بصر و حكه و دمعه را بازدارد صنعت آن شادنج عدسى مغسول دو درم روسختج يك درم سنبل الطيب دارچينى از هريك نيم درم مازوى سبز يك درم ساذج هندى دم‌الاخوين قاقله مشك از هريك دو دانك كافور قيصورى طسوجى بدستور سحق و صلايه كرده در چشم كشند كحل زعفران تاريكى چشم و خاريدن و آب رفتن را نافع باشد صنعت آن زعفران سنبل الطّيب از هريك دو درم دارفلفل يك درم كافور فلفل از هريك دو درم دارفلفل يك درم كافور فلفل از هريك نيم‌دانك نوشادر نيم درم مازو سه درم بدستور كحل سازند و به كار برند [ كحل زعفران بنسخهء ديگر ظلمت بصر و جرب و حكه را ببرد ] كحل زعفران بنسخهء ديكر ظلمت بصر و جرب و حكه را ببرد و سبل و ظفره و سلاق را سود دارد و كمنه را در ابتدا نيك بود صنعت آن زعفران سنبل الطيب از هريك دو درم مازو سبز سه درم دارفلفل يك درم نوشادر نيم درم فلفل سفيد دو دانك كافور طسوجى مجموع را كوفته بحرير بيخته صلايه كرده در چشم كشند [ كحل انزروت ] كحل انزروت اسحق كفته كه اين دارو قروح عين را نيك بود صنعت آن انزروت سفيد سه درم نبات سفيد نشاسته از هريك يك مثقال كوفته بحرير بيخته در وقت حاجت به چشم كشند كحلى كه مكدر و يبوست چشم را نافع است و موجب دمع كردد صنعت آن فلفل دارفلفل از هريك يك درم زعفران چهار درم حضض مكى شش درم سنبل هندى چهار درم كافور قيصورى يك دانك كوفته و بيخته در صلايه مبالغه نمايند و هنكام حاجت بميل در كشند كحل كه نافع از براى جميع اوجاع عين حادث از نزلات صنعت آن بكيرند برك عليق و بكوبند و آب آن را بكيرند و صاف كنند و در سنك صلايه نمايند و بمالند تا غليظ كردد و اندكى آن را كرم كنند پس بكيرند مثل آن صمغ عربى پس اندكى آن را باب بخيسانند تا كداخته و حل كرده و بكردد مثل عسل پس آن را مخلوط سازند باب عليق مذكور و بسرشند با آن اقاقيا آن مقدار كه توانند حب ساخت و در سايه خشك نمايند و نكاه دارند و در چشم كشند و در نسخهء ديكر اقاقيا داخل ندارد هر دو جزو را باهم بسايند تا قابل حب بستن شود پس حب بسته نكاه دارند و عند الحاجت به كار برند كحل ديكر كه همين نفع دارد صنعت آن توتياى كرمانى مغسول ده درم ماميران چينى نبات سفيد اسفيداج نشاسته از هريك يك درم كوفته و بيخته بوقت حاجت با ميل در چشم كشند كحلى كه مقدمهء نزول آب و ضعف بصر و انتشار و سلاق را بغايت نافع بود صنعت آن توتياى كرمانى شسته توبال مس سوخته مرواريد ناسفته بسد ساذج اقليمياى نقره صبر سقوطرى سرطان بحرى سوخته زعفران سنبل الطيب از هريك دو درم شادنج عدسى مغسول شش درم نوشادر فلفل سفيد دارفلفل از هريك يك درم و نيم مشك دانكى كوفته و نرم بيخته استعمال نمايند كحل ديكر بياض و اثار قروح را از چشم دور سازد و شعيره را نافع بود صنعت آن زبد البحر اقليمياى نقره سفيداب ارزيز مس سوخته از هريك چهار درم سنبل الطيب مرواريد ناسفته از هريك دو درم صمغ عربى كثيرا انزروت بعر الغب نشاسته از هريك يك درم كوفته و نرم سحق كرده بدستور كحل سازند كحلى كه نزول آب را نافع باشد صنعت آن زهرهء بز كوهى دو درم شحم حنظل